محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1253

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پيمبر گفت : « نه ، ولى هيچكس جز من يا كسى از من عهده دار بلاغ نشود مگر خشنود نيستى كه با من در غار بوده اى و بر لب حوض رفيق من باشى ؟ » ابو بكر گفت : « چرا ، اى پيمبر خداى . » و برفت و كار حج با وى بود و على عهده دار اعلام برائت بود و به روز قربان برخاست و اعلام كرد كه پس از اين سال مشركى به مسجد الحرام نزديك نشود و برهنه اى بر خانه طواف نبرد و هر كه با پيمبر خدا پيمانى دارد پيمان وى تا آخر مدت بجاست و اينك روزهاى خوردن و نوشيدن است و خدا هر كه را مسلمان نباشد به بهشت در نيارد . » مشركان گفتند : « ما از پيمان تو و پسر عمويت بيزاريم و جز طعنه و ضربت چيزى در ميان نيست . » و چون برفتند همديگر را ملامت كردند و گفتند : « اكنون كه قرشيان مسلمان شده‌اند شما چه مىكنيد . » و همه مسلمان شدند . محمد بن كعب قرظى گويد : پيمبر به سال نهم هجرت ابو بكر را سالار حج كرد و سى يا چهل آيهء سورهء برائت را با على بن ابى طالب فرستاد كه براى كسان خواند و چهار ماه به مشركان مهلت داد كه در زمين بگردند ، و پس از اين سال مشركى به حج نيايد و برهنه اى بر كعبه طواف نبرد آيات را به روز عرفه خواند و در منزل كسان نيز خواند . ابو جعفر گويد : در همين سال زكات مقرر شد و پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم عمال خود را براى گرفتن زكات فرستاد . گويد : در همين سال اين آيه نازل شد : « * ( خُذْ من أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ 9 : 103 ) * » [ 1 ] يعنى : از اموالشان زكاتى بگير تا آنها را پاكيزه كنى . و سبب آن ، چنان كه ابو امامهء باهلى گويد ، قصهء ثعلبة بن حاطب بود . واقدى گويد : در ماه شعبان همين سال ام كلثوم دختر پيمبر خدا صلى الله عليه

--> [ 1 ] سورهء توبه آيه 104